پنجشنبه 1390/12/18
کپک زدم
دیگه چقد آخه ، تا کی چیزی نگم ؟
شنبه 1390/11/29
حرف نزنی میگن لاله ، حرف بزنی میگن زر میزنه
انقد زر نزنین جون مادرتون ، در مورد همه چی هم اونوقت؟؟؟
یکشنبه 1390/11/09
چراغ جادو
استقلال مالی داشتم
تنها نبودم
سالم باشم (از نظر مریضی و این حرفا)
چهارشنبه 1390/10/28
عنوان چیه دیگه!
نمی تونمم برم دنبال کار اخه خیلی کار دارم همش باید مرخصی بگیرم که فک نکنم کار درستی باشه.
ولی با اینکه خیلی سخت گذشته ، به اطرافیانم که نیگا میکنم میبینم که به من هیچی نگذشته ...
یکشنبه 1390/10/04
گل و بلبل ، ان و گوشت کوبیده
سه شنبه 1390/06/01
بیست و اندی
شنبه 1390/05/22
اعتقاد
اعتقاد دارم وقتی میخوام عکس بگیرم نباید به ادیت فکر کرد باید به فکر عکس بدون ادیت بود تا با ادیت بهتر بشه.
اعتقاد دارم آدما دوس دارن ایراد بگیرن تا تشویق کنن.
اعتقاد دارم یه سری کارا زنجیر وار به یه عملی ختم میشن ، هیچ وقت نباید واسه کاری که مستقیم عاملش نبودیم تنبیه یا تشویق بشیم.
اعتقاد دارم آدم نباید مشکلاتشو با دیگران در میون بزاره مگر با شخص یا اشخاص خاصی.
اعتقاد دارم آدم باید زندگی کنه ینی خوشحال باشه ، مهم نیست چقد داره سختی میکشه همیشه دلیلی برا خوشحالی هست ، حتی یک آهنگ.
اعتقاد دارم آدما باید برای عقاید دیگران احترام قاعل شن ، نه اینکه بخان اعتقاد دیگرانو به چالش بکشن.
اعتقاد دارم آدم باید اعتقاداتشو ثبت کنه که وقتی عوض شد ، که اگه عوض شد بتونه راحت به گذشتش دسرسی داشته باشه ، تا بتونه ببینه چی بوده یا چی میخواسته بشه اما نه برای سرزنش یا افتادن تو مسیر قبلیش فقط برای اینکه بدونه چی بوده.
در آخر اینجا می نویسم چون بیننده نداره ، چون کسی /چطوری بگم که درست باشه/ انتقاد نمیکنه.
پنجشنبه 1390/05/20
ترس
حالا هرچی ، مثلا اینکه آدما ندونن من کی ام.
از این می ترسم که به هدفم نرسم ، مثلا درسم به موقع تموم نشه.
این ترسه جلو آدمو میگیره ، نمیشه زیاد ریسک کرد با این ترس.
دوشنبه 1390/05/17
حقیقت
این ترم ترم آخرمه دارم رو پایان نامم کار می کنم . سالن کنسرته.
قصدم اینه که خارج از سالن ام به معماری برسم ینی نمیخوام رابطشو با موسیقی زیاد نشون بدم.
چرا یه فردی که میره به یه کنسرت فقط به موسیقی نزدیک شه؟
من میخوام یه کاری کنم که ساختمونم به نظرش بیاد اما نه در ارتباط مستقیم با یه موسیقی . خب منم باید نقش داشته باشم تو لذت بردن فرد . همش نباید در باره ی اون موسیقی ای باشه که قراره برا چند ساعت یا حتی چند دقیقه قراره شنیده بشه.
من دارم یه اثر هنری کار میکنم ، به نظرم باید برداشت ها ی مختلفی بشه از بنایی که می بینن ، این که هر کی ساختمون رو ببینه یه فکری خاصی در موردش به ذهنش برسه چیز خوبی نیست ، اونوقت یعنی من کار خارق العاده ای انجام ندادم.
اگه بخوام یه چیزی کار کنم که همه با نیگا کردن بهش یه برداشت بکنن که فایده نداره .
الان دارم رو آب کار میکنم ، حجم ساختمونم لحظه برخورد یه قطره با یه صفحه ی نازکِ آبه . یه چیز تو این مایه ها.
هنوز روش کار نکردم ، ولی باید یه تغییراتی تو حجمش به وجود بیارم که هر کسی نفهمه منظورم چی بوده از این حجم. اینجا هم نمیگم که منظورم چی هست . دوست ندارم کسی بفهمه که چی رو میخواستم نشون بدم یعنی زیباییش به اینه که "شما چی فکر میکنین؟"
احتمالا عکس کارمو اینجا بزارم.
در آخرم باید بگم که کاش یه آدمی بود که من بهش اینا رو میگفتم به جای اینکه پست وبلاگش کنم ، اونم یه وبلاگ متروکه.
دوشنبه 1390/03/23
بخششِ فراموش شده
چهارشنبه 1390/03/04
منم مثل شما
شنبه 1390/02/31
دفترچه خاطرات
هنوز همون آدمم .
باید بیشتر بنویسم
چهارشنبه 1387/02/11
ای بابا!
ح.صله ندارم بکنم اینارو تفصیر!
شنبه 1387/01/31
آپ میکنیم!
دسمال از سرمون باز شد!
سه شنبه 1386/12/14
نمیدونم چرا از وقتی علی سنتوری اومد همه محسن چاوشی گوش میدن!
